طی الارض
طی الارض یعنی در لحظه ای به هر جای زمین رفتن». طی الارض، امری است غیر عادی و مافوق قدرت طبیعی انسان و انجام آن، برای کسی میسر است که سلسله علل طبیعی را تحت تصرف قدرت خود درآورد. مهمترین مسئله دراین باره کسب معرفت نفس است که انسان بداند می تواند با سیر و سلوک صحیح و مشروع، مظهر تجلی اسما و صفات الهی گردد. برای رسیدن به این معرفت، پاک سازی خود از آلودگی های نفسانی و آراسته شدن به صفات الهی، طبق شریعت الهی، مهمترین کار می باشد. بر طبق حدیث «قرب نوافل»، انسان می تواند تا جایی پیشرفت کند که خداوند، چشم و گوش و زبان و… او گردد؛ یعنی همهی کارهای او الهی شود. البته سلوک در این مسیر حتماً باید با مددگیری از اهل بیت(ع) و تحت اشراف استادی اهل سیر و سلوک انجام شود و به قول شاعر: طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی آیا طی الارض که بزرگان دینی ما انجام میدادند با کاری که بعضی از مرتاضها(رد شدن از دیوار چین) انجام میدهند تفاوتی دارد؟ اما طی الارض از این جهت که کاری است که هر انسانی توان انجام آنرا ندارد با کار مرتاضها فرقی نمیکند به طور واضحتر اینکه وجه اشتراک طی الارض و کارهای مرتاضها در این است که از دست هر کسی بر نمیآید و فقط کسانی که یکسری سختیهایی را تحمل کردهاند چه انسان خوبی باشند و چه انسان بد به آن دست مییابند زیرا ریاضت و نتایج آن، تحت نظام علّی و معلولی قرار دارد؛ یعنی، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ایجاد شد، معلول (تقویت روح در بعدی از ابعاد) نیز حاصل میشود. حال این علّت و معلول، ممکن است در قالب یک نظام ارزشی و الهی شکل بگیرد و یا ممکن است خارج از این نظام باشد. درست مثل یک چاقوی تیز که میتوانیم در راه صحیح و یا غلط از آن بهرهبرداری کنیم و ممکن است این چاقو از طریق صحیح تیز شده باشد و یا از راه غصبی. بنابراین تقویت روح چیزی شبیه تیز کردن چاقو است. لکن در سایه ریاضتهای دینی، علاوه بر اینکه نفس انسان قدرتمند میشود و او به کمالاتی میرسد؛ به سعادت واقعی و جاودان نیز دست مییابد. این امری است که با ریاضتهای غیر دینی حاصل نمیشود . اختلافات بسیاری بین طی الارضی که توسط سلوک عرفانی مذهبی بدست میآید با طی الارضی که با ریاضتهای مرتاضهای هندی حاصل میشود،میباشد .




