دین مهربانی


 

12221111شهاب مرادی

گاهی یک اصل ساده و روشن اخلاقی را در خلال سخنم بیان می کنم اما با تعجب مخاطبم روبرو می شوم مانند دیشب که در بیست و سومین قسمت از برنامه تلویزیونی "آیینه خانه" به روایتی اشاره کردم و در بازخوردهای مخاطبان محترم و مهربانم، شعف و شگفتی بسیاری را دیدم (در پیامک های برنامه و پیام های دریافتی در وب سایتم) و باز احساس می کنم هنوز برای بخش قابل توجهی از مردم خوب مان چهره ی واقعی اسلام عزیز معرفی نشده.

اما روایت؛ فرمایشی است معروف از حضرت امیرالمومنین علیّ بن ابی طالب سلام الله علیه در نهج البلاغه:

وَ إِنَّمَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِی السَّلَامَةِ أَنْ یَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِیَةِ


«و همانا شایسته است اهل پاکی [کسانی که از گناه یا عیبی پاک هستند] و [اهل سلامت] کسانی که خدا در حفظ سلامت دین شان به آنها از راه نیکی و احسانش کمک کرده؛ با اهل گناه و معصیت مهربانی کنند!» خطبه ۱۴۰ نهج البلاغه؛ در نهی از عیبجویی مردم.


اگر این اصل اصیل اسلامی «عجیب» و یا مطلبی خلاف! تلقی شود، لابد «نامهربانی و خودبزرگ‌بینی و عیب‌جویی و تحقیر و بی‌آبروکردن گناهکار به خاطر گناهش» می شود رفتار نرمالِ اسلامی! و صواب و واجب! درحالی که سراسر اسلام درس مهربانی است. درس تمام انبیاء و امامان هدایت مهربانی و رأفت است.

اگر از متون اصلی، قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، مکرر برای مخاطب نگوییم خدای ناکرده؛ سخن و سیره تندخویان و کج اندیشان و بی خردان چهره اسلام را خشن و بی منطق معرفی می کند. نباید تعجب کرد؛ نباید به تاسف اکتفا کرد بلکه باید تک تک ما تلاش کنیم تا "دوستان نادان" و "دشمنان غدار" نتوانند اسلام عزیز را دین خشونت و بی رحمی جلوه دهند! باید جهانیان بدانند اسلام ناب، از سلفی گریِ تکفیری و بی رحمی، بیزار است. من و شما می توانیم و باید از هر فرصتی استفاده کنیم تا اسلامِ محمد و آل محمد صلوات الله علیهم؛ اسلامِ علی بن ابی طالب علیه السلام، یعنی اسلامِ اعتدال و مهربانی و رأفت را با سخن و رفتارمان و با اسباب و روش های گوناگون و بیان های مختلف معرفی و تبلیغ کنیم.

ورود خانواده ها ممنوع!

139210172 شاید این روزها دشواری های زندگی در کلان شهرها و تبعاتی همچون آلودگی هوا و محصور شدن در آپارتمان ها که این سبک زندگی را بر مردم تحمیل می کند بیش از هر زمان دیگری شهرنشینان را به سوی استفاده از مناظر طبیعی و تفرج گاه های برون شهری سوق می دهد؛ اماکنی مانند جنگل های سر سبز شمال، سواحل دریای خزر و مناطق زیبای کوهستانی هریک می توانند مقصد مناسبی برای دوستداران طبیعت و خانواده هایی باشند که به دنبال لذت بردن از هوای پاک و گذراندن یک روز تعطیل در دامن طبیعت هستند.

اما متأسفانه مدتی است که به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی و اخلاقی از سوی عده ای از گردشگران که عمدتاً به وسیله ی تور های گردشگری عازم این مناطق می شوند لذت بهره مندی از طبیعت به کام دیگر مسافرین و میهمانان طبیعت که به صورت خانوادگی و به منظور طبیعت گردی و برخورداری از تفریحات سالم عازم مناطق نام برده می شوند تلخ گردیده است؛ چرا که عدم نظارت کافی بر عملکرد تور های گردشگری و مناطق تفریحی و پر تردد برون شهری موجب گشته تا آژانس های مسافرتی که تعدادی از آنان  حتی فاقد مجوز های لازم از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می باشند، بدون رعایت قوانین و مقررات و به قصد سود جویی به برگزاری تور های مسافرتی و جابه جایی افرادی اقدام کنند که غالباً به صورت گروه های مختلط و مجرد به مناطق توریستی اعزام می شوند.

** از رقص و پایکوبی تا سرو مشروب! **

این افراد اگرچه به ظاهر به قصد تماشای مناظر طبیعی و بهره مندی از جاذبه های تاریخی و گردشگری به مناطق نام برده سفر می کنند اما در واقع اهدافی غیر ازطبیعت گردی در سر دارند؛ به طوری که رفتارهای نامناسب و هنجار شکنی های آنان موجب شده تا گردشگاه ها به محیطی ناامن برای خانواده ها تبدیل شود.

alt

تورگردان ها و مدیران برگزاری تورهای داخلی که تلاش دارند با تبلیغات و درج آگهی در روزنامه ها با ذکر عناوین جذابی همچون "تور شاد و یک روز به یاد ماندنی" مشتری های بیشتری به سوی خود جلب کنند بدون رعایت هیچ ضابطه ای امنیت اخلاقی و اجتماعی جاده ها و تفرج گاه های خارج از شهر را به خطر می اندازند؛ تا جایی که حتی برخی از آنان برای راضی نگاه داشتن مسافران خود بی اخلاقی را به اوج خود رسانده و اقدام به سرو مشروبات الکلی می نمایند.

موسیقی، رقص و استفاده از آلات قمار در کنار بازی ها و سرگرمی های خارج از عرف بدون در نظر گرفتن حدود شرعی در رابطه ی زن و مرد و رفتار های هنجار شکنانه ای از این دست دیگر به صحنه هایی عادی برای این گروه ها تبدیل شده به طوری که اگر احیاناً فرد یا افرادی که به اصول اخلاقی و ارزشهای مذهبی پایبند می باشند ندانسته و به طور اتفاقی با این گروه ها همسفر شوند، به جای آرامش گرفتن از طبیعت چیزی جز آزردگی روح به دست نخواهند آورد.

alt

** تفریگاه سالم برای خانواده ها کجاست؟ **

 در چنین شرایطی امکان استفاده از خدمات تورهای مسافرتی و تفریح گاه های عمومی خارج از شهرها عملاً برای خانواده ها از بین خواهد رفت، چرا که همواره این نگرانی از سوی آنان وجود دارد که از سوی این افراد مورد  مزاحمت و تعرض  قرار گیرند.

حال سوال اینجاست که در جامعه ی اسلامی چرا تفرج گاه ها و اماکن عمومی خارج از شهر ها باید به مکانی امن و جولانگاهی برای بی اخلاقی و هرزروی گروهی از جوانان تبدیل شود؟ آیا قوانین شرعی و مدنی کشور تنها به حوزه ی داخلی شهرها  محدود می شوند و فضاهای برون شهری، جاده ها و اماکن توریستی از این قاعده مستثنی هستند؟ آن گونه که پیداست عدم نظارت مستمر و کافی نهاد های مسئول یکی از اصلی ترین دلایلی می باشد که موجب شده ما شاهد این گونه جریانات ناخوشایند باشیم.

alt

 علاوه بر این سود جویی برخی آژانس های مسافرتی و بی مسئولیتی آنان از دیگر دلایلی است که به این امر دامن زده و از سوی دیگر سهل انگاری برخی خانواده ها و اعتماد نابجا و ساده انگارانه ی آنان و تصور این که مسافرت فرزندان شان از کانال تور های مسافرتی کاملاً ایمن می باشد نیز زمینه را برای ایجاد فضای نامناسب در این گونه سفرها مهیا می کند. چنانچه خانواده ها با تحقیق وکنترل دفاتر خدمات گردشگری و کسب اطلاعات کافی در مورد ضوابط حاکم بر این آژانس ها  همچون دارا بودن مجوز، نوع فعالیت، راهنما و برنامه ی سفر اقدام کنند می توانند نقش به سزایی در جلوگیری از بروز ناهنجاری ها و ایجاد امنیت فرزندان خود و جامعه ایفا کنند.

با این وصف برقراری امنیت اخلاقی در خارج از شهرها و تور های مسافرتی امر مهمی است که از طریق همکاری سه جانبه ی نیروی انتظامی، آژانس های مسافرتی و خانواده ها امکان پذیر می گردد. امید است پی گیری مستمر و مسئولانه ی نهادهای زیربط به حل هرچه سریعتر این معضل اجتماعی منجر گردد و ما در آینده ی نزدیک دیگر شاهد این هنجارشکنی ها نباشیم.

دیدار مردم قم با حضرت آقا


1-اگر ایمان راسخ، با بصیرت، اقدام و عمل، و استقامت و ایستادگی همراه شود، نصرت الهی قطعی خواهد بود.

139210193

-2-کسی نباید دچار این توهم شود که دشمنان انقلاب اسلامی، امروز از دشمنی خود منصرف شده اند.

3-
باید به نیروی درونی توجه شود و چشم به بیرون دوخته نشود

4-

اگر امریکایی ها در موضوعی اقدام نمی کنند، علت آن، ناتوانی آنها است و نه عدم دشمن

ماجرای درس اخلاق دختر ۱۱ ساله به مسافران اتوبوس

139210175 حاج آقا قرائتی تعریف می ‏كرد: در ستاد نماز گفتیم، آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت.

نوشت که ستاد اقامه نماز! شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است كه: در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگه‌دار. پدر گفت: راننده كه بخاطر یک دختر بچه نگه نمی‌دارد، گفتم: التماسش می‌کنیم. گفت: نگه نمی‌دارد. گفتم: تو به او بگو. گفت: گفتم كه نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر، امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم. می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون. دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت.

قرآن یک آیه دارد می‌گوید: کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها می‌گذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین‌کاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/۹۶ یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها می‌گذاریم. لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم.

شاگرد شوفر نگاه کرد و دید كه دختربچه وسط اتوبوس نشسته و دارد وضو می‌گیرد، پرسید: دختر چه می‌کنی؟ گفت: آقا من وضو می‌گیرم، ولی سعی می‌کنم آب به كف اتوبوس نچکد. بعدش هم می‌خواهم روی صندلی، نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک كمی نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، ببین این دختر بچه دارد وضو می‌گیرد.

راننده هم همین‌طور که جاده را می‌دید، در آینه هم دختر را می‌دید. مدام جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، جاده را می‌دید، آینه را می‌دید. مهر دختر در دل راننده هم نشست. راننده گفت: دختر عزیزم، می‌خواهی نماز بخوانی؟ صبر كن، من می‌ایستم. ماشین را کشید کنار جاده و گفت: نمازت را بخوان دخترم، آفرین.

چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه می‌گویی: وایسا، گوش نمی‏ دهد. او برای یک سیخ کباب می‌ایستد، اما برای نماز جامعه نمی‌ایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست.

دختر می‌گفت: وقتی اتوبوس ایستاد، من پیاده شدم و شروع کردم به نماز خواندن. یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاهش کردند. یكی گفت: من هم نخواندم، دیگری گفت: من هم نخواندم. شخص دیگری هم گفت: ببینید چه دختر باهمتی است، چه غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد، ماشین ایستاد. یکی یکی آنهایی هم که نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. دختر می‏ گفت: یک مرتبه دیدم پشت سرم یک عده دارند نماز می‌خوانند. می‏ گفت: شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم، لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم.